تبليغاتX
نگذار به بادبادک ها شلیک کنند!
همه ی آدم ها تنها هستند، حتی اگر ندانند!
 

آدم به جرم خوردن گندم

با حوا

شد رانده از بهشت

اما چه غم

حوا خودش بهشت است.

«عمران صلاحی»

 

آدم پس از حوا: هر جا که او بود، بهشت بود!

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/06ساعت 0:26  توسط اینجی  | 

 

      به شانه‏ام زدي
که تنهايي‏ام را تکانده باشي

به چه دل خوش کرده‏اي؟!
تکاندن برف
       از شانه‏هاي آدم‏برفي؟

           اتاق

در اطراف خانه‎ي من
آن کس که به ديوار فکر مي‎کند
آزاد است
آن کس که به پنجره
غمگين
و آن که به جستجوي آزادي‎ است
ميان چارديوار نشسته
مي‎ايستد
چند قدم راه مي‎رود
نشسته
مي‎ايستد
چند قدم راه مي‎رود
نشسته
مي‎ايستد

بقیه ی شعر ها را می توانید اینجا ببینید.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/14ساعت 14:31  توسط اینجی  |