همسایه بغلی که معتاد است، طی کنسرتی (!) که با دوستانش تو اتاق داشت، آهنگ معروف « هتل کالیفرنیا» را نیز با گیتار زد و خواند.
به درستی نمی دانم این یک تراژدی است یا کمدی! فهمیدنش سخت است.
اگر بی آنکه بداند منظور از "هتل کالیفرنیا" چیست داشت آن را می خواند، شاید مایه ی کمدی قضیه بیشتر بود، اما اگر می دانست و باز داشت می خواند، حتماً در حال اجرا کردن یک تراژدی ِ سوزناک بود.
این قدر فاصله ها زیاد و عمیق است که دیگر "یک دیوار" چندان فاصله ای نیست...
یک دیوار، فاصله ی زندگی ما با زندگی آن هاست، اما باور دارم که "یک دیوار" گاهی برای وظیفه ای که به عهده دارد، کفایت نمی کند. حتی بدبختی ها را هم نمی تواند بپوشاند.
لحظاتی هست که مرز بین زندگی خودم و زندگی آن ها را گم می کنم...
پ.ن: برای کسانی که شاید ندانند؛ «هتل کالیفرنیا»، معروف ترین آهنگ گروه «ایگلز» است، که در آن به گونه ای اعتیاد توصیف شده است. در واقع در این ترانه منظور از "هتل کالیفرنیا"، اعتیاد است.